دشمنان دموکراسی

نخستين گروه از دشمنان دموكراسي جماعتي هستند كه حضور در قدرت و حفظ آن بخشي از هويت اقتدارگرا و تماميت خواهشان شده است. قدرتي كه البته مي‌تواند براي اين گروه ثروت؛ شهرت و منزلت اجتماعي به همراه داشته باشد.<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

دومين گروه طيفي هستند كه دموكراسي و آزادي را موجب رسوايي ثروت به ناحق اندوخته‌ي خوش و باعث توزيع  ثروت و منابع ملي كشور در ميان همه‌ ارزيابي مي‌كنند. ( تهديد منابع درآمدي و مالي اين گروه را به مبارزه با دموكراسي بر انگيخته‌است.)

 

سومين گروه اهل تزوير و صاحبان مطلق اطلاعات و معرفت هستند. اينان يا ايدئولوژي خوش را تنها مكتب حق موجود و خود را متواليان و مسئولان هدايت اجباري مردم به بهشت مي‌دانند و يا دين را وارانه جلوه داده و در پشت آن پناه مي‌گيرند. اينان نه دغدغه‌ي دين دارند و نه هراس از آخرت.

 

سه گروه اول را مي‌توان همان مثلث كليدي زنده ياد دكتر علي شريعتي ناميد يعني ( زر و زور و تزوير) كه به گفته‌ي خود او هر چه در زندگي گفت و نوشت براي افشاي اين مثلث شوم و مقابله با آن بوده است.

 

اما گروه آخر: كساني هستند كه هرگز دغدغه‌ي ميهن و ايران را ندارند. غير ملي‌اند؛ منافعي در آن سوي مرزهاي ايران دارند اينان نه دلواپسي حقوق اقليتهاي قومي و مذهبي را دارند و نه دلشوره‌ي حفظ استقلال و تماميت ارزي و منافع ملي را.

 

حرف آخر اينكه دموكراسي كه جاي گزيني جز ديكتاتوري نخواهد داشت دشمناني دارد كه هر چند در صفوف مختلف قرار گرفته‌اند اما منافع مشتركي را دنبال مي‌كنند از همين رو آنان كه عدالت منهاي آزادي و دموكراسي را تبليغ و ترويج مي‌كنند جز دروغ چيزي نمي‌گويند.

/ 0 نظر / 8 بازدید